پروانه
نه!!!!
پروانه من گریخت....
به شتاب یک شوق...
به پریشانی یک خیال....
به سبکباری یک آرزوی آشفته....
چه می دانم چگونه؟؟؟؟
از تنهایی اتاقم گریخته ام...
دویدم...
بیرون را نگریستم.....
کویر...
آسمان...
سکوت...
+ نوشته شده در جمعه ششم آبان 1390ساعت 11:53  توسط عطیه
|
